جایی واسه جمع شدن فرزانگانی ها
اهم اهم...يك دو سه امتحان ميشه....س س سلام! كه ديگه شدن زير خاكي!! ها؟چــــــــــي؟ كنكـــــــــــــــــور؟چي هس؟كــــــــــو ببينم! ميگرديم....اينكه سوم شديم بازم واسه زنگاي تفريح ميريم مدرسه...اينكه سوم شديم بازم الكي شاد هستیم....(ديگه خودتون از "اينكه سوم شديم" ها فاكتور بگيريد بعد در اول تمام جملات ضرب كنيد..سرعت عملتون زياد ميشه... از همين امروز واسه كنكور تمرين كنيد) حس نوشتن نیس فقط اومدم بعد از یک سال و سه ماه و پنج روز اعلام حضور کنم و مرخص بشم . . . ایندفعه شاید واسه یه مدت طولانی تر . . . . . . . سلامی به قرمزی هندونه! و سلام به همه سمپادی ها و غیر سمپادهای خونه نشین! دلم خیلی براتون تنگیده بود !!! باور کــــــــــــــــن !!!! امروز اومدم تا اولین ( و شاید آخرین ) مطلب رو در تابستون داغ ۱۳۸۹ بذارم !!! این موضوع مربوط به خاطرات سال اول دبیرستان هست که گذشت !!! خاطرات خوبی که میدونم از یاد هیچکدوم از بروبچ نمیره !!! بیاد روزایی که تا یه کلمه حرف میزدیم مهسا یه ترانه میخوند و سحر میرفت سراغ آهنگ دلنوازان بیاد روزایی که سحر و راضی به ترک دیوار تا حد مرگ می خندیدن بیاد روزایی که حدیث و مهسا هنوز یه دقیقه نبود کنار هم نشسته بودن که شاهد یه کشتی کج باحال بدون نیاز به رینگ و خرید بلیط بودیم بیاد روزایی که از دزد دزدی می کردیم و می شدیم شاه دزد بیاد روزایی که عالی می خواست بره توی کنسرت و راضی هم توی کنسرو بیاد روزایی که پفک و چیپس و لواشک و آبمیوه و نون پنیر و پسته و کشک و دراژه و نارنج و . . . سر کلاس می خوردیم . جالب این بود که همه ی آشغال هاش هم توی کفش من و عاطی ریخته می شد ! بیاد روزایی که در بدر دنبال یه کامپیوتر می گشتیم که به اینترنت وصل بشه ! بیاد روزایی که در کمال پررویی ( ! ) پشت کامپیوتر حسابدار مدرسه می نشستیم و توی ایتنرنت ول می چرخیدیم ! بیاد روزایی که به زنبورا می گفتیم : عزیر دلم میشه از کلاس بری بیرون ؟!! بیاد روزایی که سر جلسه ی امتحان روی دستمال . . . ( بوووووق!! ) میرسوندیم !! ( این قسمت بدآموزی داشت ! خرخونا و بچه مثبتا جدی نگیرین !! ) بیاد روزایی که این طرفدارای رئال مادرید( ) هی می خواستن حال منو بگیرن ( چون طرفدار بارسا هستم ! ) هی بد تر حال خودشون گرفته می شد !!! ( میدونین چرا ؟ دو دلیل داشت : یا اینکه اونقدر با من کلکل می کردن و آخرشم من کم نمی آوردم و هی جوابشونو میدادم یا اینکه بیچاره ها یکی یکی جام ها رو از دست میدادن و دیگه نمی تونستن بارسا رو مسخره کنن ! ) بیاد روزایی که تا وارد کلاس میشدم بچه ها با هیجان می گفتن ارشمیدس دیدی دیشب مسی چند تا گل زد؟ ( مثلا می خواست غافلگیر کنن !!!! ) منم میزدم تو حالشون و می گفتم آره همه ی گلهاشو دیدم ! وجدون ـ بسه دیگه بچه از بحث فوتبال خارج شو . چقدر آخه این رئالی ها رو اذیت میکنی آخه مگه نمیدونی بروبچی که میان اینجا ممکنه رئالی باشن و بعد از خوندن این چیزا بزنن کامپیوترشونو داغون کنن ؟؟؟!!!!! ارشمیدس ـ چون وجدونم گفت و منم ازش خیلی حساب میبرم ( میتونین دلیل حساب بردن من از وجدونم رو توی مطلب صفر جویا بشین ! ) از بحث فوتبال خارج میشم و گرنه می خواستم باخت ۲ بر ۰ رئال مقابل بارسا توی سانتیاگوبرنابئو رو هم بگما !!!! بیاد روزایی که خودمون بساط پروژکتور رو توی کارگاه کامپیوتر راه می انداختیم و بدون خبر دادن به معلم فیلم می دیدیم! بیاد روزایی که از بیکاری آخر زنگ مطالعات می رفتیم وسطی و فوتبال و والیبال و . . . بازی می کردیم !!! بیاد روزایی که . . . . شاید روزی برسه که دل هممون ( فرقی نمی کنه چه بچه های اول الف فرزانگان و چه بچه های دیگه ای که اینجا میان ) واسه همین روزای بچه بازی هامون و خوشگذرونی هامون و دیوونه بازی هامون و روزایی که اتفاقای خوب و بد هم زیاد داشت تنگ بشه !!!! به جون خودم نباشه به جون شما ( ! ) اصلا حال ندارم این موقع شب عکس آپلود کنم وگرنه چند تا عکس توپ هم بود . حالا باشه واسه بعد !!!! شاید دیگه تا یه مدت طولانی آپ نکردم ولی شما مرد باشین و هر چند وقت یه بار سر بزنین اینجا مثل من که همیشه بهتون سر میزنم!!!! راستی رسیدن ماه رمضون رو هم به همه ی بروبچ مسلمون باحال تبریک میگم!!!!! نظر یادتون نره !!!!.....!!!!!!!! به عنوان حرف آخر : ALWAYS SMILE , PLEASE !!!!!!! سلام به دوستای فارغ از امتحان! شرمنده! وبلاگ حسابی خاک گرفته! نه من آپش می کنم، نه شما سر می زنید!!! تاکسی فرزانگان افتتاح شد! (شرمندتونم که متنی براش ننوشتم!) فقط یه توضیح! ما اومدیم و گفتیم چیکار کنیم که به سازمان حمل و نقل شهری یه کمکی کرده باشیم و . . . خلاصه این بود که به فکر تاسیس تاکسی فرزانگان افتادیم بیا هی بگین بیکار زیاده بیکار زیاده اگه تو این مملکت بیکار زیاد بود یکیشون به داد ما میرسید خب!!! هیچکی نمیاد همکاری همه میگن تو هم بیکاریا ogay اگه اینطوره من سالی یه بار اپ میکنم اونم هروقت دلم خواست ..... نه اصلا" منت نکنین ..نه ...عمرا"...جون تو نمیشه هروقت تیریپ خاطره توپ اومد میام اپ میکنم حالا یه سوال که هرکی بهش جواب مورد نظر رو بده ازش تقدیر میشه !!!! عشق و حال از نظر شما یعنی چی ؟ نظرای این قسمتو تاییدی میذارم تا کسی تقلب نکنه !!!! (جمله ي عاشقانه: شما تشريف داشته باشيد بعد كلاس باهم صحبت ميكنيم)... عشق از ديد اصغر كاردي(در زندان): مرامتو عشقه، عشقي. عشق از ديد دختر حاج آقا: آه ... خداي من يعني ميشه بدون اينكه بابام بفهمه من عاشق بشم. . . . . . . منتظر جوابا هستم سلام دوستا چطورین ؟ من که اصلا خوب نیستم . همه چی دست به دست هم داده تا خوب نباشم . اول از همه این نتیجه های بدی که پرسپولیس داره از بازی ها میگیره بعدم مدرسه ی لعنتی که گند زدن به حالمون و کلاسا رو بد جوری قاطی پاطی کردن . . . حالا بگذریم . . . خب این مدرسه ها هم که دوباره دارن باز میشن و اگه مارو کمتر دیدین یا ان شا ا . . . ندیدین حلال کنین فعلا خداحافظ . . . این مطلب نوشته ی یکی از بچه های باحوله که واقعا مرده و توی این اوضاع که اصلا بودجه مودجه و حوصل موصل نداشتم به کمک من اومد و یه متن نوشت که من با کمی ویرایش و اضافه کردن تصویر گذاشتمش . اسم این دوست عزیز آزی هست . خواب يعني نوعي انگيزه براي ديدن چيزهايي كه در واقع دور ازدسترس است مانند معدل بالا. يا وقتي خوابتون نمياد ميتونيد برين سريخچال و همه ي خوراكي هارو هاپولي كنين بعد هم اظهاربي اطلاعي كنيد اينا همه براي شبهايي بودكه خوابتون نمي اومد مجبور بودين يه كاري بكنيد يه كار اساسيه ديگه هم هست كه خواهرتو بترسوني كتاب طلاي شهامت .نوشته ي محمد بهمن بيگي. خيلي قشنگه.خاطراتشه كه به طور ادبي نوشته.اگر مي خواي بخرش. متن جالبی بود !!!!!!!! سلام ! بالاخره اومدم . اما این آپ مال خودم نیست . داشتم توی اینترنت ول می گشتم و یهو رفتیدم توی سایت حمید محمدی (آقای حمید محمدی ! (مجری اخبار ورزشی ) ) یه مطلب دیدم که خوشم اومد گفتم حالا که موضوع واسه خنده نداریم بذاریم یه ذره ملت حال کنن ! مژده مژده مژده بدون كنكور وارد دانشگاه شويد ! در مسابقه ما شركت كنيد تا از جوايز ارزنده بهره مند شويد! به اين وسيله از مراجعين محترم و محترمه كه مايلند در امتحان آنلاين خبر شركت كنند دعوت مي شود فرصت را از دست ندهند. پاسخ هايتان را در همين وبلاگ قرار دهيد و جايزه بگيريد!!! ۱- چرا خبر را آقايان شروع ميكنند ؟ الف- چون سنشان بالاتر است ب- چون اگر اينطور نشود ميگويند تلويزيون ز-ذ است ! ج- چون اگر خانمها سلام كنند بعدش چاق سلامتي ميكنند بعدش احوال در وهمسايه را ميپرسند بعدش خواهرشوهر و زري و پري و آزی و نازی و.... و نوبت به خبر نمي رسد ! د- خدائیش گزینه جیم و حال کردی ؟!!! ۲- اين جمله را كامل كنيد " بسم الله الرحم الرحيم. و صل الله علي محمد و آله الطاهرين....." الف- الذين آمنوا و عملوا الصالحات... ب- سلام بر بينندگان عزيز ! ج- الهي العفو ! د- محمدياش صلوات !!! ۳- فواد بابان گوينده اخبار سياسي با بابك بابان گوينده اخبار ورزشي چه نسبتي دارد ؟ الف- بابك باباي بابان است ب- باباي بابان بابك است ج- باباي بابان و باباي بابك هردو متولد آبان اند ! د- هردوي شان يك نفر است كه در دو نقش بازي كرده !!! ۴- خانم ..... تركمندي گوينده خبر 20 و 30 شبكه 2 سيما است. الف- ترش ب- شيرين ج- ترش و شيرين د- يه وجب خاك ! ۵- چرا اخبار ورزشي بانوان تصوير ندارد ؟ الف- به تو چه ؟! ب- مگه تو فضول مردمي ؟! ج- مگه خودت خواهر مادر نداري ؟! د- هر سه گزينه فوق صحيح است !!! ۶- كدام يك از موارد زير به تعريف "كامران نجف زاده" نزديك تر است ؟ الف- يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه خوب انشاء مي نويسد ب- يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه بينايي بالايي دارد و معمولا روزها به سراغ طعمه هايش ميرود! ج- يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است كه ديگران اصلا سعي نمي كنند مثل او باشند د- كلا" يك موجود يك متر و شصت سانتي متري است !!! ۷- گوي هاي فلزي پشت سر گوينده اخبار شبانگاهي (ساعت ۱۰ شبكه 3) چيست ؟ الف- سپر دفاع ضد موشكي ! ب- كاسه هاي آبگوشتي است كه گوينده ها و عوامل قبلا خورده اند ! ج- كاسه هاي آبگوشتي است كه گوينده ها و عوامل قرار است بخورند ! د- كاسه آبگوشت نيست قابلمه است كه در لانگ شات كاسه بنظر مي رسد! ۸- چرا گوينده هاي ورزشي مي ايستند ؟ الف- چون عجله دارند ! ب- چون زشت است جلوي بزرگتر بنشينند ! ج- چون رئيسشان مي ترسد اگر بنشينند ديگر بلند نشوند ! د- چون سازمان با آنها قهر است برايشان صندلي نمي خرد ! ه- چون ... نمي گويم ! بي ادبي است ولي بايد زود محل را ترك كنند !!! ۹- بنظر شما سعدی در چه حالتي اين مصرع را سروده است ؟ "خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي...." الف- بعد از چند تپق در خبر ۳۰/۲۰ ! ب- بعد از مقاديري تپق در خبر 21 ! ج- بعد از خيلي تپق در خبر 22 ! د- بلافاصله پس از آرم خبر ! ۱۰- بنظر شما كيفيت اخبار ورزشي در چه سطحي است ؟ الف- عالي است ب- خوب است ج- بد نيست د- تو خوبي ؟!!!! ۱۱- اولين گوينده خبر شبانگاهي بود. الف- رضا حسين زاده ب- حسين رضازاده ج- علي دايي د- گزينه ج صحيح است ! ۱۲- چرا خبر شبانگاهي (ساعت ۱۰ شبكه ۳) طرفداران زيادي دارد ؟ الف- چون فقط فيلم است كه در آن پخش نمي كنند ! ب- چون بعدش 90 دارد ! ج- چون قبلش حاج يونس داشت ! د- چون كانالهاي ديگر چيزي ندارند ! ه- چون من را دارد !!! و- به گزينه ه شك نكنيد ! ۱۳- مازيار ....ي گوينده اخبار ورزشي است. الف- معلم ب- ناظم ج- مربي امور تربيتي د- سايت سازمان سنجش ! ۱۴- عمر مفید یک گوینده خبر چقدر است ؟ الف- الله اعلم ! ب- از نوح (ع) کمتر نیست ! ج- از نوح (ع) بیشتر است ! د- عدد پی ضربدر ۱۰ بتوان ۲ برابر سن ورودش ۱۵- وقتي كار يك گوينده خبر تمام ميشود چه مي شود ؟ الف- به او مي گويند خسته نباشيد نمي رود ! ب- از او تقدير مي كنند نمي رود ! ج- برايش كلاس مي گذارند نمي رود ! د- موهايش مي ريزد مي كارد نمي رود ! ه- دندانهايش مي ريزد مي كارد نمي رود ! ۱۶- يك گوينده خبر بعد از بازنشستگي به چه دردي مي خورد ؟ الف- فروش انواع محصولات جاليزي از قبیل هندوانه بدلیل باس صدا ب- رياست خطوط تاكسي راني در خيابانها بدلیل قبلی ج- مسئول پيج بيمارستان بدلیل قرائت صحیح د- پاک کردن شیشه آپارتمان ها بدلیل قد و قامت مناسب ه- افتتاح یک تاناکورا بدلیل ازدیاد لباسهای مصرف شده و- مگر گويندگان خبر بازنشسته هم مي شوند ؟!!! ز- نع ! راستی امروز ۲۳ تیر هستش و من تا چند ساعت دیگه متولد میشم ... تولدم مبارک مسئله اوقات فراغت و گذراندن آن یکی از مسائل مهم در زندگی افراد محسوب میشود از این رو طی تماسهای زیادی که از سازمانهای مختلف رسمی ، غیر رسمی ، بی در و پیکرو .. مبنی بر ارائه رویکردهای نوین و کارساز برای اوقات فراغت دانش آموزان داشتیم تصمیم گرفتیم تا در اینجا شما را با روشهای جدید گذراندن تابستان آشنا کنیم!: افراد بر حسب نحوه بازدهی اوقات فراغت به 3 دسته تقسیم میشوند: 1-افرادی که از همین حالا به فکر کنکور وآ ینده درخشان علمی خود هستند!!! 2-افرادی که میخواهند تابستان خود را به بهترین شکل بگذرانند!!! 3-افرادی که هیچ هدف و برنامه ای ندارند!!! (البته به دلیل دامنه گسترده اهداف این گروه و به دلیل کمبود جا و مکان و بودجه و ... از ذکر توضیحات بیشتر در خصوص این قشر فعال جامعه معذوریم! حال به توضیح درباره 2 دسته اول می پردازیم: تقسیم بندی کارها برای یک فرد کنکوری: 1- حمام: از آنجایی که حمام یکی از وقت گیرترین برنامه ها در طول زندگی بشر است و جوانان غیور ایرانی بر این باورند که مسئله حمام رفتن یکی از توطئه های جوامع غربی بر ضد ایران است تا به این وسیله و با گسترش انواع و اقسام شامپوهای خوشگل و خوشبو و گوگولی مگولی انان را اغفال نموده و جوان ایرانی را از کسب علم بازدارند پس همه با هم برای اعتراض به این معضل بزرگ مسئله حمام رفتن را به سالی و گاها" به فصلی یکبار رساندند و شعار انان در این راستا این بود:((چرک و شپش آری /// گول خوردن ما هرگز!)) 2- خواب و استراحت: از ما به شما نصیحت دانشمندان اعلام کردند: به ازای هر 5 دقیقه ای که فرد کنکوری به خواب و استراحت و ... می پردازد از 5 تست 100% عقب مبماند(حالابدون هیچ عذاب وجدونی بخواب) 3- تلویزیون: اگر صفحه تلویزیون را دیدید...!!!.......رنگ دانشگاه را نمیبینید!!! 4- کامپیوتر: استفاده از کامپیوتر فلسفه جدایی دارد (اگه میخوای یاهو مسنجرتو بالا بیاری و بری مفت مفت آهنگ دانلود کنی !! باید بگم خدمتتون بیخیال درس و دانشگاه شی عزیزم بهتره بابا 5- تاب و سرسره بازی:( چیه؟؟! تعجب داره یه کودک ایرانی از بدو تولد به فکر کنکور و آینده علمی خودش هست مگه نشنیدی: از پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی با کتابهای کنکور گاج !!!) خب جا داره بگم کوچولوهای عزیزی که از سالهای اغازین زندگی خود به فکر کنکور هستن باید بدونن اگه میخوای کنکور قبول شی از زایشگاه مستقیم بری دانشگاه تاب و سرسره بازی اخه!!!بوف!!جیزه!!! پس همینجا به همه دوستان علاقمند به قبولی در دانشگاه میگم اوقات فراغت شما اوقات فراقت (=دوری) از زندگیست!!! پس بشین درستو بخون ...! دسته ی دوم یعنی استفاده بهینه از تابستان!! خب این دسته از افراد رو میگن خوش فکر ، خوش سلیقه ، اهل دل ، ... بزن بریم به دریا که زندگی دو روزه!!! دریا رفتن----->> مواد لازم برای خوش گذروندن: یک دستگاه وانت(اهل و عیال و بجه ها) هندوانه خنک به مقدار لازم.... ضبط صوت و یه نوار با صدای عباس قادری.... منقل و بساط (اخ اخ اخ خط تو خط شد!!!) اگه به وسايل طبيعي مث دريا مجهز نيستين : داداش من میخوای خوش بگذرونی؟؟!! خب یه مشت تخمه بردار بشین پشت تلویزیون( جلو) یه دل سیر(اخه ..چی بگم ؟؟؟تلویزیون هم شد تفریح با این برنامه های آموزنده ! شاید امسال تابستون هم خدا رحمی به جوونی شما کرد و با این فیلمهای جذاب ایرانی یه 90 /100 قسمتی ملت سر کار بودن!!! بازم غم داری؟؟!! خب این هم روشهای نوین در امر گذراندن اوقات فراغت!! تابستون خوب و پرباری (!!!) داشته باشین (پس از رهایی از چنگال امتحانات نظر بدين بوی تابستانو یخمک میرسد مدرسه گویی به پایان میرسد درود و دو صد بدرود بر فاتحان قله های امتحان که مغزهایشان حتی از کولرهای سرمازا در این اوج گرما هم بیشتر کشش داره!!! بله تابستان تابستونه فصل بازی و خنده // بچه ها توی خونه (بدلیل مشکلات اخلاقی کلمه کوچه حذف گردید که البته مدل امروزی آن به این گونه خوانده میشود: تابستونه / فصل اسکی و خنده/ بچه ها توی گیم نت میکنن بازی/ میشن برنده (به حالت رپ بخونین!!!) خب امیدوارم تابستون خوبی رو پیش رو داشته باشین تابستونی پر از برف شادی!!! البته اگه مث ما هر روز خواب خوش تابستون رو از دست ندین( تا بخوایم خیر سرمون بریم کلاس تابستونی!!!) نه نه نه !!! اشتباه نکنین....جون بابا سمپاد ما تجدید نمیشیما میدونین چیه؟؟؟ (امان از این دل تنگ) چون تحمل دوری از درس و کتاب و مدرسه رو نداشتیم و خصوصا" این دلای کوچیکمون از دوری معلم ها مث دل گنجشک شده بود خواستیم همینجوری الکی الکی پاشیم بریم مدرسه!! ملت بخندن..........! (آره جون...) دعای تابستانی: خدایا! (همه با هم آمین) ############################### راستی پیش دانشگاهی ها ببینیم چی میکنین!!! کنکور هم میگذره! یه نصیحت: سر جلسه لبخند یادتون نره!(عکاسی مگه؟!) ################################ راستی اینم خالی کردن عقده...روزهایی دور از مدرسه!( مدرسه: زیادم دلخوش نباش جانم ...برمیگردم!) منتظر آپ های بعدی باشین اما در صورتی که نظر بدین !!!! امروز روز خیلی خوبی بود آخه خبرای خوب زیادی بهمون رسید : ۱- قطعی شدن حذف کنکور تیزهوشان ( از راهنمایی به دبیرستان ) ۲- لغو امتحان ریاضی ( از سمپاد برای کل سمپادی ها ) در ضمن اینو بگم که اگه بعد از امتحانا که آپ کردم نظر ندین دیگه نمی آپم . پ.ن.: آخه شما باید بگین مطالبم خوبه یا نه که من بتونم یه آپ حسابی داشته باشم . در ضمن ما از امروز دیگه مدرسه نمیریم فقط واسه امتحانا فعلا
اووووووووه يه مدت نبوديما ببين چه خاكي گرفته اين وبلاگ!...پستاي اول
چيه؟چرا اونجوري نگا ميكني؟
وااااااااااااااي چقد حرف نگفته دارم....دلم ميخواد مث ننه ها بشينم واستون يكريز حرف بزنم!
از كجااااااااش بگم....از اينكه ما سوم شديم ولي آدم نشديم....اينكه سوم شديم بازم كلاس جيم ميزنيم....اينكه سوم شديم بازم ول![]()
![]()
![]()
!!!!
!
!!!!
!!!!
! باید جوهرش تو وجودتون باشه
! این طوری نیس که مثلا بشینین فکر کنین که خب حالا یه کرم خوشگل بریزم! این طوری کل عمرتون رو هم بذارین، چیزی به ذهنتون نمی رسه
! کرم مثل شعر می مونه، باید خودش بیاد
!!! ![]()
بعدشم اونو گذاشتم زیر چادر معلممون!!![]()
!!!!) که ناگهان . . .![]()
![]()
!!!!![]()
! ! !
!!!![]()
![]()
؟؟؟!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
!
...!!
!!!!!! ![]()
![]()
![]()
وبلاگ کیلو چند؟؟؟بشین درستو بخون![]()
![]()
.........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق از ديد بقال سر كوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسه ما گرفت.
(جمله عاشقانه:سكينه شام چي داريم… )
عشق از ديدگاه معلما: دانش آموز رو چه به اين كارا.بچه جون بشين درستو بخون!
(جمله عاشقانه: چاقو خوردتيم لوتي…)
(جمله عاشقانه: ندارد (![]()
سلام دوستا
![]()
البته بايد دو ساعت قبل از خوابو به چيزي كه ميخواي فكر كني تا خوابشو ببيني
.يا ميتوني شب تاساعت 5/2بشيني پاي برنامه ي90 تاشايد توي خواب يه فوتباليست خوب بشی
مثل خودمن كه يه بار بعد از نود خواب ديدم بين يه مسابقه حساس با خانواده رفتيم تو چمنهاي استاديوم تفريح
واما شبهايي كه خيلي زود بعد از كلاس كوفتي زبان خوابتون مياد
اونوقت اگه زود بخوابي 2ضرر خفن بهت مي رسه:1-نديدن سريال تيتيش ماماني رستگاران و طلسم شدگان.2-مسخره كردن توسط بروبچ خفن و ناباب كه مي گن:بابا تو چقدر بچه اي.2تا----بندازبالا خوابت ميپره(به دليل غيرمجاز بودن,نام اين بالارونده حذف شد.)
البته هواستون باشه كه زيادي تند نرين چون ممكنه كار به بيمارستان وشايد هم تيمارستان بكشه![]()
مثلا" مي توني يه پارچه ي سفيد بندازي رو سرت وبعد صاف وايسي بالاي سر خواهرتو بيدارش كني. يا ميتوني بري زير تخش بعد تختشو تكون بدي تا فكر كنه زلزله اومده و از خواب بپره.(در عوض فرداش يه دل سير حالتو ميگيره)![]()
![]()
![]()
حالا مي رسيم به بخش مهم يعني بيدار شدن از خواب كه كار بسيار مشكليه
و4 نمونه داره:1-زود خوابيدن كه به دليل همون بالایی ( یعنی خسته ای و اینا ... ) و فرد مورد نظر ناخواسته سود زيادي از سحرخيزي مي بره(عجب شانسي) ![]()
![]()
2-بيدارشدن ساعت 15/1بعد از ظهر اون هم براي ديدن اخبار ورزشي.(بفرما اين هم يكي ديگه از منافع اخبار ورزشي) ![]()
3-بيدار شدن توسط پدر و مادر كه كمي هزينه براشون به بار مياره.چون اونا يه جرثقيل بگيرن تا فرد مورد نظرو ببره بالاو از اونجا ولش كنه تا حالش بياد سر جاش.اخه چقد مي خوابي بچه؟
4-بعضي ها هم به دليل علاقه ي شديدي كه به خواب دارن شب كه مي خوابن تصميم مي گيرن ديگه بيدار نشن.(بيخبال دنيا)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
)![]()
![]()
![]()
![]()
ولی اگه قراره روزی 10/20 بار بیای تو وبلاگ ما هی نظر بدی نظر بدی خود من حاضرم به شخصه قبولی شما رو تو دانشگاه تضمین کنم!!)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
) غم و غصه روزگار رو بریز تو سینت!!!
![]()
) ![]()

![]()
رسید و ما یاد شعری افتادیم :
) مث چند تا پرنده!!!![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
بحق این کتابای قطور کودک سمپادی را از این بلای اسمانی موسوم به کلاس تابستانی رها بگردان![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت
20:35 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت
3:19 توسط ارشمیدس| |
شخص راننده نردبون کلاسمونه
اونیم که تو فرغون نشسته نخودیه
البته باقی بروبچ هم واستادن توی ایستگاه که عکسی از اونجا در دسترس نیس که بذاریم توی وب
البته به خاطر مسائل امنیتی عکس رو تار کردیم
حالا یه موضوع دیگه . . .
دیروز زنگ دوم توی کارگاه کامپیوتر بودیم که من یه فکر به سرم زد واسه کرم ریزی . . . !!!
می دونین، کرم ریزی یه چیز غریزیه! ارادی نیس
خلاصه با قالیله هماهنگ کردیم و اون رفت سر معلم رو گرم کرد و منم . . .
منم رفتم کلید کارگاه رو برداشتم و درو قفل کردم . . .
یه نیم ساعتی میشد که اون کارو کرده بودم و همه خوش و خرم نشسته بودیم پشت کامپیوتر و داشتیم بازی میکردیم(
دیدیم دارن در میزنن . . .
واسه رد گم کنی گفتیم بفرمایید تو . . .
طرف هی درو میکوبید و هی باز نمیشد . . .
اعصابش خورد شد و یه لگد محکم زد . . . ولی بازم کارساز نبود
معلم هم که تا اون موقع نمیفهمید کسی پشت دره
اومد که درو باز کنه . . . دید باز نمیشه . . .
من [با مظلومیت تمام جوری که انگار از هیچی خبر ندارم ] گفتم : در باز نمیشه
و معلم گفت نمیدونم و سری تکون داد . . .
. . . . . . . . .
خلاصه اونقدر گشت تا بالاخره کلید رو که زیر چادرش بود پیدا کرد . . .
و اون بیچاره ( یکی از بروبچ خودمون ) رو که از بس زور زده بود تا درو باز کنه نجات داد
پی نوشت : اتفاقا معلم کامپیوترمون اصلا هم دنبال کلید در نگشت و یه راس رفت سراغ چادرش و کلیدو برداشت
خب اینم از آپم لطفا به هرکی میشناسین و نمیشناسین خبر بدین که من آپیدم !چون خودم دیگه اصلا حوصل ندارم ...!!!
راستی نظر ندید حلالتون نمیکنم
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت
17:18 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت
15:21 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت
12:39 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت
16:54 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت
2:1 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت
11:51 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت
12:40 توسط ارشمیدس| |
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت
15:30 توسط ارشمیدس| |

